![]() |
![]() |
|
|
سلام.چطورین؟منم ای .بد نیستم.اینجا داره برف میاد بالاخره و من خوشحال!آیلار منو دعوت کرده به یلدا بازی.هرچند که زیاد ازش سر در نیاوردم.ولی خوب مینویسم یه چیزایی:
۱:عاشق شکلات هستم و با اینکه با خوردنش جوش میزنم نمیتونم در این زمینه خودداری کنم.البته خیلی زیاد هم نمی خورم ولی خوب.... ۲:از حشرات بدم میاد.مخصوصا سوسک که واقعا موجودیست چندش آور.نمی ترسم ولی بدم میاد. ۳:اولین بار وقتی ۱۳ سالم بود عاشق شدم.از این عشق های کودکانه.طرف ۷ سال ازم بزرگ تر بود.فکر نمی کنم که اصلا فهمید که دوسش دارم. ۴:توی زندگیم زیاد وقتم رو تلف پسرها نکردم.البته ۱ ساله که بدجوری درگیرم.... ۵:این روزا دلتنگ خیلی چیزها هستم.از جمله دوست هام.مدرسه ام.خونه ی قبلیم ....
خوب نمیدونم که چطور بود؟ میشه کسی رو دعوت نکنم؟آخه همه قبلا دعوت شدن! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم دی 1385ساعت 11:36 توسط آنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینک
اگر اندک اندک دوستم نداشته باشی من نیز تو را از دل میبرم اندک اندک. اگر یکباره فراموشم کنی در پی من نگرد زیرا پیش از تو فراموشت کرده ام... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|