![]() |
![]() |
|
|
کاش میشد به نبودنت عادت کرد.کاش میشد صبحها اولین اسمی که به ذهنم میرسید اسم تو نبود.کاش شبها آخرین فکرم قبل از خواب نگرانی برای تو نبود.کاش مثل تو میشدم و کمتر به تو فکر میکردم.کاش اینقدر لحظه هام رو اشغال نمیکردی.چرا شدی جزئی از زندگیم.چرا مهم ترین شدی؟چطور تونستی؟مهره ی مار داشتی؟نداشتی!میدونم.
ولی هنوز علت هیچ چیز رو نمیدونم. تو خوبی . . بهتر از این باش .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:10 توسط آنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینک
اگر اندک اندک دوستم نداشته باشی من نیز تو را از دل میبرم اندک اندک. اگر یکباره فراموشم کنی در پی من نگرد زیرا پیش از تو فراموشت کرده ام... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|